نهج البلاغه حکمت ۳۸۶
چند وقتی بود که عزیزان به ما خرده می گرفتند که چرا در وبلاگ مطلب نمی گذاری .ما هرچه بخواهیم بگذاریم باید آن را از جان آغشته به گناه خود بگذرانیم.لکن ما در این امر متوسل به جملات ائمه(ع) می شویم:
پیامبر اکرم (ص) به امیرالمومنین (ع)فرمودند:
یا علی! ششصد هزار گوسفند می خواهی یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار کلمه را؟ علی (ع) عرض کرد ششصد هزار کلمه را خواهم.
حضرت محمد (ص) فرمودند:ششصد هزار کلمه را برای تو در شش کلمه جمع می کنم: یا علی زمانی که دیدی مردم مشغول به مستحباتند،تو مشغول به تکمیل واجبات باش،
و چون دیدی مردم مشغولند به عمل دنیا ،تو مشغول عمل آخرت باش،
وقتی دیدی مردم را که مشغولند به عیوب مردم ،تو مشغول عیوب خود باش،
و چون دیدی مردم را که مشغولند به زینت دنیا،تو مشغول زینت آخرت باش،
و آن هنگام که مردم را مشغول به زیادی عمل دیدی ، تو به خوبی(تصفیه) عمل بپرداز،
و آن زمان که مردم به مخلوق متوسل می شوند،تو به خالق متوسل شو.
المواعظ العددیه ص 17
حجة السلام والمسلمین قدس، یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید:
« آقا همیشه سفارش می کردند برای احیای شریعت نگذارید سنتها فراموش شود وعرفیات یا بدعتها جای آن را بگیرد.
روزی فرمودند:
« مرحوم حاج شیخ مرتضی طالقانی ( ازاستادان اخلاق و علمای بزرگ نجف، که استاد اخلاق آقا نیز بوده است ) همراه با عده ای از علما از جمله آیت الله العظمی خوئی به افطار دعوت بودند، وقتی غذا آماده می شود و همگی سر سفره می نشینند حاج شیخ مرتضی طالقانی می فرماید: نمک در سفره نیست و اقدام به تناول غذا نمی کنند. با اینکه بین مجلس افطاریه تا آشپزخانه بسیار فاصله بوده ( و ظاهراً از خانه ای دیگر غذا می آورده اند ). به هر حال مرحوم طالقانی دست به غذا دراز نمی کند و دیگران حتی آیت الله خوئی نیز به احترام ایشان غذا شروع نمی کنند و طول می کشد تا نمک را بیآورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن، آیت الله خوئی خطاب به ایشان می فرماید: حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید غذا نمی خورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید. آقای طالقانی فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی را درآورده و می فرماید: با خودم نمک داشتم ولی می خواستم سنت اسلامی پیاده شود و متروک نباشد. »
رسول اکرم(ص):
یا علی،تویی حجت خدا وتویی باب الله وتویی راه حق به سوی خدا و تویی خبر عظیم و تویی صراط مستقیم و تویی مثل اعلا.
بحار الانوار،ج26،ص244
التماس دعا
مولای غریب من !
نمی دانم اولین بار که نامت را به زبان آوردم چند ساله بودم . اما مطمئنم آن روزها اینگونه مشتاق دیدارت نبودم ، دوست ندارم چون بد فهمان فریب خورده به خود و به تو دروغ بگویم ،هرچند که تو بر اسرار قلب من واقفی ، مولایم نام غریبت امروز بر کتیبه قلب من ثبت شده و من بی نام تو روزم را آغاز نمیکنم و بی اسم تو سر بر بالین نمی گذارم . دوست ندارم در فراقت فقط ندبه سردهم . سال هاست که هزاران عاشق همچون من از غم هجران تو می گریند اما هنوز پرده از رخ بر نداشتی .من تشنه آنم که کاری انجام دهم تا لبخندی زیبا بر لبان شما نقش ببندد و من سرمست شوم از اینکه آقایم (تمام زندگی ام) برای لحظه ای از من راضی است.
شیعه تو بودن کار آسانی نیست .نه! این راه صعب را با دو رکعت نماز غراب وار نمی توان پیمود . باید ابراهیم شد و بی گدار به آتش زد ، سوخت نه آنگونه که دنیا پرستان در عشق های مادی می سوزند . مولای من! کاش نیم نگاهی بیندازی به این مسافر که سالهاست شوق دیدارت زنده اش نگاه داشته ، هر لحظه با خود می اندیشم که تو کعبه آمال هزاران شیدا ، اینک بر کدامین خاک سر بر سجده گذاشته و برای کدامین یک از شیعیانت طلب بخشش داری . همه این شعر را میدانند که:
دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
به راستی چه درمانده اند آنان که تو را به فراموشی سپرده اند و از خدایت نمی هراسند ،میدانم که هنوز مرا لیاقت نیست که خود را شیعه تو بنامم ، اما کاش نام مرا در دفتر دوستدارانت بنویسی .

سلام .می خوام گله کنم .می خوام آه بکشم .اما چه رو دارم که رجب رفت و من سیاه رو.
این رجب رو با خونه نشینی ازدست دادیم سالای پیش با بها نه های دیگه . آخه مگه ما
چه کردیم که نباید بتونیم این عظمت ها رو درک کنیم . باید آخرماهی با این همه فضیلت
افسوسش رو بخوریم .
اما خدا بزرگ . بعدرجب برا ماغافلا شعبانو گذاشت. حالا ازهمه برادرا عاجزانه می خوام
که برا تک تک مون دعا کنید تا بلکه خجل از شعبان نگذریم.
به امید درک شعبان المعظم.
