بعد از هزار و اندي وقت، گفتم بيام و اينجا براي خودمون يه سري حرف بزنم. خيلي از رفقا بيخبر شدم. نميدونم ولي نامردي و بيمعرفتي از خود من بوده. يادش بخير كه توي دبيرستان با هم واليبال بازي ميكرديم. ياد جلساتمون بخير. يعني تموم شد؟ يا به قول امروزيها اين هم مرحلهي گذاره.
يادمه كه آقا ايمانجاني گل گلاب كه خيلي دوسش دارم. هموني كه بچه شهيد بود. هموني كه با سوز روضه ميخوند. هموني كه با دلسوزي مياومد مدرسه و با ما كلكل ميكرد هموني كه با سد صادق داوودي بود. سد صادقي كه با تمام عشق كار تكثير مدرسه رو انجام ميداد. آره ، يادمه كه آقا ايمانجاني ميگفت مواظب باشين جلسهتون از هم نپاشه. من هم ميگفتم مگه ميشه؟ بچههاي ديگه هم همين رو ميگفتند. اين قضيه برا سال دومه.
باورمون نميشد كه از هم بپاشه ولي چون ميخواستيم اداي عاقلا رو در بياريم ميگفتيم كه بهش فكر ميكنيم.
سال پيشدانشگاهي دست و دلم ميلرزيد. داشتم ميديدم كه جلسه داره تعطيل ميشه. اما خدا رو شكر تعطيل نشده.
تو هم مثل من اعتقاد داري كه جلسه بهونهاي براي اين بود كه دلامون از هم جدا نشه، مگه نه؟ اصلا آقا سعيد هم براي اين كه دلامون از هم جدا نشه اين وبلاگ رو راه انداختند. يادمه كه با چه شوري اومد و توي جلسه اعلام كرد كه بچهها يه وبلاگ براي دورهمون تشكيل دادم.
بالاي وبلاگ هم نوشتند كه" جايي مجازي براي با هم بودن حقيقي" .
راست هم ميگن. بياييد براي همديگه دعا كنيم. از آقا سعيد هم ميخوام خواهش و التماس كنم كه فايل عهدنامهي جلسه رو برام بفرستن. بياييد اينجا بنويسين. البته نه بي فكر. با فكر بنويسين اما بدونيد كه بايد با دلتون بنويسين. منم الآن دارم سعي ميكنم تا با دلم بنويسم. راحته. به خدا اين با هم بودنا ارزش داره . آمار بازديد هم برامون نبايد مهم باشه. مهم اينه كه كسي كه مطلب مينويسه سرسري ازش نگذريم. شايد به خاطر دوري جسمياي كه از هم داريم، خيال كنيم كه همديگه رو نميفهميم. ولي نه به خدا ميفهميم. ماها حداقل 4 سال با هم زندگي كرديم. اردو رفتيم. دعوا كرديم. آدما هم توي اين چند سال بعد از پيشدانشگاهي مگه ميخواد چه قدر عوض بشه؟ بابا 2-3 تا ويژگي داريم كه به هم بخوره. من احساس ميكنم دركم نميكنند يا فضاي فكريم با بقيه فرق ميكنه و حرف نميزنم، بقيه هم همين طور....در صورتي كه اين طوري نيست. درباره دانشگاه، دربارهي مسائلي كه براتون مهمه بنويسين. حداقل خاطرات الآنتون رو يا ...... بذارين با هم حرف بزنيم. ماها با هم غريبه نيستيم داداشي!
اشتباه ميكنم؟!!!